پرتال امام خمینی(س): سال ۱۳۵۹، دانشگاه‌های کشور نه کانون علم، بلکه به میدان جنگ و نزاعِ سیاسی میان گروهک‌های رنگارنگ تبدیل شده بود. در شرایطی که جریان‌های ضدانقلاب با نفوذ در لایه‌های مختلف جامعه و محیط‌های علمی، قصد فلج کردنِ نهادهای نوپای جمهوری اسلامی را داشتند، ظهور جریان‌های اصیلی همچون «انجمن‌های اسلامی» و «تحکیم وحدت» معادلات را تغییر داد. این نوشتار به روایت حجت الاسلام والمسلمین سید علی اکبر محتشمی پور  در ریشه‌های آشوب در دانشگاه‌ها، تلاش برای استحاله انقلاب از درون و مجاهدت شخصیت‌هایی چون شهید مطهری و شهید مفتح و برای پیوند میان حوزه و دانشگاه می‌پردازد.»

مسایل دانشگاه ها، انقلاب فرهنگی و تشکیل جهاد دانشگاهی

سال ۵۹ اوج آشوب در دانشگاه های سراسر کشور بود؛ و لذا باز می گردم به یکی دیگر از غده‌های متعفن که در کالبد کشور جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب به وجود آمد. همانطوری که قبلاً گفتم یکی از غده های چرکین، گروهک ها بودند که عملیات ضدانقلاب و ضد نظام خود را با عناوین و چهره های گوناگون به اجرا در می آوردند. ابتدا می گفتند که ما رهبری انقلاب و حضرت امام را قبول داریم ولی دولت موقت لیبرال و سازش‌کار است و حرکت های ضد نظام و انقلاب خود را در قالب برخورد با دولت موقت پیاده می کردند و درعین‌حال و علی‌رغم سفارشات و توصیه ها و دستورات مستقیم و غیرمستقیم و سریع و حتی صریح حضرت امام مناطق مختلف کشور را به آشوب و آتش فتنه کشیده بودند بدون آنکه اعلام مسئولیت بنمایند. عملاً از پشت صحنه و یا مستقیم در کلیه حرکت های آشوب گرانه دخالت داشتند ولی هیچ گاه اعلام مسئولیت نمی‌کردند که این حرکت های اخلال‌گرانه از طرف آن‌ها انجام می‌شود. در کارخانه ها سعی می‌کردند کارگران را به اعتصاب و تحصن بکشانند و امر تولید و صنعت کشور را مختل کنند.

در روستاها در جریان کار کشاورزی و تولید مواد غذایی اخلال می کردند و حتی خرمن ها را آتش می‌زدند. منابع ملی، جنگل ها را می‌سوزانیدند و آتش می‌زدند و همین طور در مراکز دولتی و ارگان های رسمی دولت ایجاد اعتصاب و تحصن می‌کردند و رفته‌رفته وقتی‌که به دستور امام قرار شد ارکان نظام جمهوری اسلامی از طریق رفراندوم‌ها و انتخابات شکل بگیرد، در ابتدای امر سعی می‌کردند که این گونه ارکان شکل نگیرد، لذا با هرگونه رفراندوم و انتخابی مخالفت می‌کردند و وقتی می‌دیدند که پایگاهی در میان توده های مردم ندارند و رهبری انقلاب با تصمیم قاطع خودش این مسایل را به پیش می برد سعی می‌کردند با شرکت کردن در انتخابات، عوامل نفوذی خود را برای ایجاد اخلال در آن سیستم و دستگاه قانونی وارد کنند و اهداف و سیاست های گروهی و گروهکی و حزبی خود را در آن رکن از ارکان کشور و انقلاب پیاده کنند و به تصویب برسانند و یا اینکه اخلال در امر تصویب مواردی که موردنظر ملت و انقلاب است بنمایند؛ و همچنین به موازات تمام این تحریکات سیاسی و ضدانقلابی سعی می‌کردند تا در تمام ارگان ها و مؤسسات دولتی و همه سازمان های مرتبط به نظام جمهوری اسلامی نفوذ کنند.

از جمله مراکزی که سخت مورد توجه گروهک ها قرار داشت دانشگاه های سراسر کشور بود. گروهک ها اعم از منافقین، پیکاری ها، فدائیان خلق، حزب توده، سایر احزاب لیبرال، جبهه ملی، نهضت آزادی، امتی‌ها، جامائی ها، همه و همه مستقیم و غیرمستقیم با اسم های گوناگون و مختلف به عنوان جریانات دانشجویی در دانشگاه ها دفتر و مرکز به -راه انداخته بودند و محیط دانشگاه ها را تبدیل به صحنه های پیکار و نزاع سیاسی و احیاناً عملیات فیزیکی، زد و خورد و جنگ و ستیز و دعوا با یکدیگر کرده بودند و سعی می‌کردند هرچه بیشتر در داخل صفوف دانشجویان معصوم ما نفوذ کنند و به‌اصطلاح یارگیری کنند و جبهه خود را در داخل دانشگاه ها تقویت کنند.

انجمن‌های اسلامی و تحکیم وحدت در دانشگاه

ولی نکته مهم این بود که تمام این گروهک ها و جریانات سیاسی منحرف در یک هدف مشترک بودند و آن ضدیت با نظام جمهوری اسلامی و انقلاب و کلیه کارگزارانی که از سوی دولت انتخاب می شدند از جمله مخالفت با روسا و مدیران و مسئولان دانشگاه های سراسر کشور بود و متقابلاً در مقابل گروهک‌ها و جریانات انحرافی، یک جریان سالم، زلال و پاکی در دانشگاه‌ها از دیرباز وجود داشت که مورد توجه و عنایت خاص نیروهای اسلامی بود.

مثل انجمن های اسلامی و یک جریانی بعد از پیروزی انقلاب در داخل دانشگاه ها به وجود آمد که اساسش همان انجمن های اسلامی بودند تحت عنوان تحکیم وحدت که شالوده و چارچوب اندیشه، فکر و تلاش شهیدانی چون مطهری و مفتح در شکل گیری اساسی آن‌ها دخیل بود و چون این دو جریان می‌توانست در درازمدت به عنوان پایگاه های بسیار مستحکم برای انقلاب و نظام باشد و دانشگاه ها را از شر تمام ایسمهای منحرف سیاسی و گروهک ها نجات دهد و پایگاه متین و مستحکم اعتقادی سیاسی و مدیریتی برای کشور باشد و چون گروهک های وابسته به غرب و شرق خوب می‌دانستند تنها نیرویی که به صورت اصولی و اساسی در درون دانشگاه ها مؤثر بوده و می‌تواند این جریان اصیل را تغذیه فکری و پشتوانه معنوی باشد شخصیت هایی همچون آیت‌الله شهید مطهری و آیت‌الله شهید دکتر مفتح است دیدیم که در همان اول پیروزی انقلاب این دو شخصیت را از حوزه ها و دانشگاه های اسلامی گرفتند.

شخصیت هایی که با بهره‌گیری و الهام از فرمایشات امام پایه گذار وحدت و تحکیم و وحدت بین حوزه و دانشگاه بودند و می‌توانستند این دو پایگاه قدرتی و معرفتی و علمی را با یکدیگر متحد کنند و با اتحاد پایگاه علم و دین کل کشور را از حیث داخل و خارج تضمین نمایند.

جریان دانشجویی انجمن های اسلامی و تحکیم وحدت همواره سعی در تحکیم و ثبات سیاسی انقلاب و نظام و سالم سازی ریشه ای محیط دانشگاه ها و در واقع کشانیدن انقلاب اصیل اسلامی به داخل دانشگاه ها بودند.

پس یک جریان انقلابی و یک جریان انحرافی و ضدانقلابی در داخل دانشگاه ها حضور داشتند و جریان ضدانقلاب و گروهک ها و احزاب و سازمان‌های سیاسی مخالف با انقلاب به دنبال یأسی که در امر انتخابات در اولین دور مجلس شورای اسلامی پیدا کردند و علی‌رغم اینکه شرکت کردند و رأی لازم را نیاوردند و با تمام تلاشی که کردند نتوانستند جلوی سرعت روند انتخاب و شکل گیری مجلس را بگیرند قبل از شکل گیری و افتتاح مجلس و قبل از آنکه دانشگاه ها تعطیل شود در اوایل سال ۵۹ در یک اقدام منسجم و هماهنگ در سراسر کشور تلاش فراوانی را در ایجاد آشوب، فتنه و بلوا در دانشگاه ها شروع کردند.

آن‌ها تصمیم داشتند تا قبل از فرارسیدن امتحانات دانشگاه ها و تعطیل شدن موقت و تعطیلات تابستانی دانشگاه های سراسر کشور را به آشوب بکشند تا چهره سیاسی جمهوری اسلامی و انقلاب را در داخل و خارج مخدوش کنند. آن‌ها می‌خواستند که قبل از ۷ خرداد و افتتاح مجلس و به ثمر نشستن کلیه ارکان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی آن‌چنان بلوایی در سطح کشور ایجاد کنند که دیگر جایگاهی برای سیستم و دستگاه های قانونی نباشد.

شما وقتی وارد دانشگاه می شدید مشاهده می‌کردید که پوسترها، پلاکاردها، اوزالیدها از سوی گروهک‌های سیاسی، سراسر محیط دانشگاه ها و حتی کلاس ها را فرا گرفته، اتاق های متعدد، سالن های گوناگونی از دانشگاه ها را اشغال نظامی کرده بودند، هیچ‌یک از چهره هایی که در این محیط های گروهکی داخل دانشگاه ها مشاهده می شد دانشجو نبودند بلکه این‌ها افراد مختلف و کادرهای خارج دانشگاه بودند که توسط گروهک ها فعال و از طریق آن‌ها به داخل محیط های دانشجوئی آمده بودند. نشریات، کتاب ها و نوشته های این گروهک ها در محیط دانشگاه، هم به فروش می‌رسید. هم مجانی پخش می‌شد.

البته در کشورهای مختلف، جریانات سیاسی سعی می‌کنند در میان دانشجویان نفوذ کنند اما هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد که در محیط های دانشگاهی دفاتر و مراکز سیاسی زده شود بلکه در خارج محیط تحصیلی جایگاهی را اختصاص می‌دهند که گروه های سیاسی بیایند در آنجا کتاب ها، نشریات و اعلامیه های خود را پخش کنند و دانشجویان هم در خارج از محیط دانشگاه ها و در آن محیط های سیاسی برای آشنا شدن با افکار و اندیشه های مختلف سیاسی گرد می آیند و از آن نشریات و کتاب ها استفاده می‌کنند.

گروهک ها از فرصت پس از پیروزی انقلاب و اینکه کلیه کارگزاران و مسئولان در ارتباط با سازندگی و دفع فتنه در سراسر کشور و در اینکه اولویت های دیگری در امر نظام و انقلاب وجود داشت در رابطه با دانشگاه ها مقداری سهل انگاری کردند و زمینه و بستر برای حرکت احزاب و گروه ها و اشغال محیط های دانشگاهی فراهم شد.

امر به‌جایی رسید که دانشگاه ها پس از پیروزی انقلاب ازیک‌طرف مورد تاخت‌وتاز و سم‌پاشی برخی از اساتید وابسته به شرق و غرب و سلطنت طلب بودند و از طرف دیگر در تیول گروه های سیاسی و گروهک ها قرار گرفته بودند که ناظران منصف و محافل سیاسی اسلامی و دوستان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را از این وضعیت به شدت مضطرب و نگران آینده کشور و نظام و انقلاب کرده بود. دشمن می‌دانست که از کجا باید شروع کند اینجا بود که مسئولین و متصدیان و به‌ خصوص شورای انقلاب که مسئولیت اجرایی و سیاسی کشور را داشت به شدت نگران اوضاع سیاسی کشور شدند.

از یک سو حضرت امام در اثر عارضه قلبی که پیدا کرده بودند و دوران نقاهت خود را می‌گذرانیدند توسط مرحوم حاج احمدآقا سعی می شد به توصیه های اطبای مخصوص امام عمل شود و اخبار و گزارشات دانشگاه ها به حضرت امام نرسد و یا به صورت کمرنگ مطرح شود تا اینکه فشار بر روی اعصاب و قلب عارضه دیده و بیمار حضرت امام نیاید و از طرف دیگر می‌بایستی در این رابطه کسی وارد عمل شود و این مشکل را علاج کند.

اینجاست که وظیفه و مسئولیت شورای انقلاب به عنوان دستگاه سیاست گذاری انقلاب و نظام از هر وقت دیگر بیشتر می شود ولو اینکه مردم رئیس‌جمهور را انتخاب کردند ولی رئیس‌جمهور شخصاً نمی‌تواند در چنین مسائلی دخالت کند و لذا شورای انقلاب در نشست‌هایی که انجام داد، این مسئله را تصویب کرد که کلیه گروه های سیاسی و گروهک‌هایی که داخل دانشگاه ها برای خود پایگاه، و ستاد تشکیلاتی راه انداختند ظرف ۳ روز محیط های دانشگاهی را ترک کنند. سالن‌ها، امکانات، اتاق‌هایی که از دانشگاه ها اشغال کرده اند را در اختیار مدیریت دانشگاه ها قرار بدهند.

مردم حزب‌الله و نیروهای انقلابی در تمام شهرها برای اجرای این دستور و برخورد با گروهک ها به دانشگاه ها مراجعه می‌کردند و سعی آن‌ها بر این بود که وارد دانشگاه ها بشوند و با برخورد قاطع و عملی خودشان این ستادها را تخلیه کنند و در اختیار دولت بگذارند. اینجاست که وزارت کشور و سرپرست وزارت کشور از سوی شورای انقلاب مأموریت پیدا می کند که جلوی هرگونه درگیری فیزیکی را بین مردم و گروهک ها بگیرد.

نیروهای انتظامی و به خصوص نیروهای کمیته انقلاب در بیرون محیط های دانشگاهی برای جلوگیری از هرگونه تشنج بین مردم و گروه‌ها مستقر شده بودند. همان‌طوری که می‌دانید این جریانات صرفاً گروه های سیاسی نبودند، بلکه مجموعه هایی بودند که با پشتوانه شاخه مسلح گروهک ها چنین قدرت و جسارتی را از خودشان نشان می‌دادند و لذا اگر درگیری صورت می گرفت تلفات بسیار زیادی را به دنبال داشت و گروهک های سیاسی هم خوب می‌دانستند که چنین درگیری به این سادگی تمام نمی شود و در ظرف چند ساعت سراسر دانشگاه ها را در ایران فرامی‌گیرد و خاموش کردن چنین آشوب سراسری به این سادگی ممکن نیست.

خوشبختانه مردم انقلابی ما این مسائل را خوب می‌دانستند و به توصیه ها و نصیحت های مسئولین نظام هم گوش فرا می‌دادند تا اینکه خدای نکرده مسئله حادی به وجود نیاید. طبیعی است رفته‌رفته موعد مقرر و اولتیماتوم شورای انقلاب و دولت رو به اتمام بود و گروهک ها باید دانشگاه را ترک می کردند و شور و التهاب مردم هم همواره فزونی می یافت تا اینکه خود وارد صحنه عمل بشوند، دولت از طرفی می‌خواست که وارد عمل بشود و کار را به درگیری مردم نیندازد.

آیت‌الله مهدوی کنی که سرپرست وزارت کشور بود در آستانۀ پایان اخطار شورای انقلاب در یک مصاحبه ای با روزنامه ها و رسانه های گروهی اعلام کرد که تا فردا باید کلیه گروه ها، ستادهای خود در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی را تخلیه کنند. در غیر این صورت رئیس‌جمهور و شورای انقلاب و مردم با همکاری مأموران این ستادها را تخلیه خواهند کرد.

انجمن های اسلامی دانشگاه ها علی‌رغم اینکه در تخلیه دفاتر و ستادهای خود از دانشگاه ها پیشگام بودند و در تمام دانشگاه ها سعی کردند که مراکز خود را تخلیه کنند و تحویل مسئولین دانشگاهی بدهند ضمن دادن اطلاعیه هایی نظرات خودشان را هم بیان کردند.

مثلاً در ضمن اطلاعیه شماره ۶ از شورای انقلاب خواستند که انحلال نظام دانشگاهی کنونی را اعلام کنند و متذکر شدند که دیگر در کلاس های درس نظام کنونی شرکت نخواهند کرد. در قسمتی از این اطلاعیه گفته‌شده بود:" به نظر ما تلاش در جهت معطوف نمودن این جریان اسلامی به سمت یک حرکت ضد گروهی انحراف از خط اصیل انقلاب فرهنگی است و طرح آن بیانگر نسنجیدن جو حاکم در دانشگاه ها است.

در این اطلاعیه اضافه کردند "به عقیده ما استفاده از نیروهای مسلمان و مسلح در شرایط کنونی در دانشگاه ها غیراصولی بوده و به این حرکت عظیم فرهنگی لطمه خواهد زد. لذا در مورد درگیری و ایجاد تشنج توسط افراد و گروه های معلوم الحال بهتر است که از نیروی لایزال و شکست ناپذیر مردم استفاده شود و در پایان اطلاعیه آمده از برادران و خواهران دانشجو انتظار داریم که خود را برای شرکت در یک بسیج عمومی برای سازندگی در نقاط نیازمند کشور و در زمینه های موردنیاز به خصوص طرح های انقلابی که توسط امام امت، خمینی بت شکن عنوان شده آماده نمایند.

بدین سان مشخص میشود که عناصر و جریانات انقلابی دانشگاه ها، در قالب انجمن های اسلامی خواهان یک انقلاب فرهنگی ریشه ای در دانشگاه ها بودند و اینکه دانشگاه ها هم همراه با سایر ارگان ها و دستگاه های دولتی و مردمی به انقلاب بپیوندند و انقلابی شود.

درحالی‌که گروهک ها سعی در نگه داشتن همان فضای طاغوتی و شاهنشاهی در دانشگاهها داشتند چرا که در آن فضا این غده‌های چرکین و متعفن سر باز می‌کردند و انقلاب و نظام را از ریشه پوک و پوسیده و از بین می بردند.

و چه زیباست حرکت انقلابی دانشجویان که از شورای انقلاب و در آن فضا می‌خواستند که دانشگاه ها تعطیل شود. نظام دانشگاهی شاهنشاهی غربی و آمریکایی منحل شود و یک دانشگاهی بر اساس شالوده های انقلاب و اسلام پایه ریزی بشود که بعدها شق اول پیشنهاد آنان پذیرفته شد و امام مهر تأیید را به پای خواسته های به حق نیروهای اصیل انقلابی و دانشجویی زدند و این کار را محقق کردند و زیباتر اینکه این نیروهای هوشمند و آگاه اسلامی و انقلابی از همه دانشجویان خواستند که در آستانه تعطیلی دانشگاه ها و تحول در دانشگاه ها بیکار ننشینند و خود را همراه با مردم به خصوص در مناطق محروم آماده سازندگی بکنند.

در همان شب ها و روزها بود که رسانه های گروهی و رادیو و تلویزیون با اقشار مختلف از جمله انجمن های اسلامی مصاحبه‌های مفصلی را انجام می‌داد و نقطه نظرات آن‌ها را در مورد اصلاح ساختار دانشگاه ها مورد پرسش و پاسخ قرار داد.

در آن زمان همه نیروهای روشنفکر و انقلابی و نیروهای خوب دانشگاه ها، انجمن های اسلامی و دانشجویان و دانشگاهیان معتقد بودند که باید یک برخورد حساب شده و همه جانبه در دانشگاه ها بشود. دانشگاه ها با فرم غربی و شاهنشاهی آن منحل و بر روی ویرانه های فرهنگ غرب یک دانشگاه اصیل انقلابی و اسلامی پایه ریزی شود که هم علم و دانش پیشرفته دنیا را دارا باشد و هم ویژگی های انقلاب و اسلام را در خودش جای دهد.

به هرحال علی‌رغم تلاش های محافظه کارانه دولت، شورای انقلاب و تصمیم گیری محتاطانه شورای انقلاب که به‌اصطلاح حد وسطی بود مبنی بر اینکه ظرف سه روز تا آخرین روز فروردین‌ماه ۵۹ کلیه گروه ها می‌بایستی دانشگاه را ترک کنند و علی‌رغم اینکه نیروهای مؤمن به نظام و انقلاب برخلاف میل باطنی خودشان به تصمیم شورای انقلاب و اخطارهای بنی صدر گوش داده و دانشگاه ها را ترک کرده بودند ولی گروهک ها و احزاب سیاسی ضدانقلاب که حساب‌شده وارد دانشگاه ها شده بودند به اعلامیه ها، اطلاعیه ها و مصاحبه هایی که مقامات و مسئولین می کردند هیچ گونه وقعی نگذاردند و همچنان در داخل دانشگاه ها پابرجا ماندند. از خارج دانشگاه نیز موردحمایت قرار می گرفتند تا روز اول اردیبهشت‌ماه که ازیک‌طرف وقت قانونی و فرصت اعلام‌شده تمام‌شده بود و از طرف دیگر مردم به کمک دولت و دست‌اندرکاران آمده بودند که خودشان تکلیف گروهک ها را یکسره کنند و از طرف دیگر گروهک ها عوامل و ایادی خود را در اطراف دانشگاه بسیج کرده بودند.

برای خاطر اینکه از ستادهای خود در داخل دانشگاه حمایت و پشتیبانی کنند، از همان اوایل صبح آثار بحران و تشنج در داخل و خارج دانشگاه ها به چشم می خورد. یک صف بندی رودررو بین ملت و عناصر منحرف و ضدانقلاب و کسانی که رفته‌رفته در برابر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی می‌خواستند برخورد فیزیکی و برخورد مسلحانه بکنند.

آن‌قدر چوب و چماق و زنجیر و پنجه بکس و سلاح های سرد در میان عوامل و ایادی احزاب و گروهک ها در داخل و خارج توزیع و پخش شده بود که حدوحصر نداشت. از سوی دیگر عوامل و عناصر مسلح به سلاح های گرم و ایادی آموزش‌دیده گروهک ها، منافقین، پیکاری ها، فدائیان خلق، عوامل پیشگام و غیره به عنوان عقبه نیروهای غیرمسلح به سلاح گرم و کسانی که به وسیله سلاح‌های سرد برای جنگیدن به این محوطه آمده بودند، قرار داشتند.

این وضعیت هر چقدر می گذشت حادتر می‌شد، شعارهای تند از دو سوی جمعیت آسمان تهران را فرا می گرفت. از یک‌طرف ملت شعار "حزب فقط حزب‌الله" "رهبر فقط روح‌الله" را سر می‌دادند و شعار می‌دادند که محیط دانشگاه باید از عوامل و ایادی بیگانه و گروهک ها پاک شود و دانشگاه اصلاح شود، از طرف دیگر طرفداران گروهک ها و احزاب سیاسی مستقر در داخل دانشگاه هم به‌طرف از آنان و حضور جریانات سیاسی در داخل دانشگاه شعار می‌دادند.

ظهر و بعدازظهر، این شعارهای لفظی تبدیل به مشاجره و درگیری ها شد که این درگیری ها هرلحظه حادتر می‌شد. گروهک ها با چوب و چماق و پنجه بکس و سلاح های سرد و حتی در بعضی مواقع با سلاح گرم به جان مردم افتادند و مردم حزب اللهی که با تمام وجود این انقلاب را به پیروزی رسانیده بودند، به‌هیچ‌وجه عقب نشینی نمی کردند. دامنه درگیری ها هر لحظه وسیع تر ‌شد، تمام اطراف دانشگاه مملو از جمعیت مردمی بود. در خیابان های ۱۶ آذر و ضلع شرقی و جنوبی و شمالی دانشگاه تهران را جمعیت فرا گرفته بود و توسط گروه ها و دسته جات مختلف این درگیری ها هدایت می‌شد.

طبق گزارش‌هایی که از رسانه‌های گروهی و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران پخش شد تا اواخر شب خبر از این درگیری ها می‌دادند. ۱۲ ساعت درگیری ها ادامه پیدا کرد و تا آخر شب همچنان به دفتر حضرت امام گزارشات درگیری های خونین داده می شد. نه تنها در دانشگاه تهران بلکه در سایر دانشگاه ها و سایر مراکز علوم عالی در تهران، در شهرستان ها و در مراکز استان ها حوادث مشابه انجام شد و مشخص بود که گروهک های ضدانقلاب خود را مصمم برای ایجاد بحران در سراسر ایران کرده بودند و برای به شکست کشانیدن انقلاب و نظام و عدم تشکیل مجلس منتخب ملت در ۷ خرداد چنین غائله خطرناک را تدارک دیده بودند.

در سطح کشور ده ها نفر در این درگیری ها به وسیله عوامل گروهکی و غیر گروهکی کشته و صدها نفر زخمی شدند. تنها در تهران متجاوز از ۵۰۰ مجروح در رده های مختلف اعم از سطحی و غیر سطحی و حتی مجروحینی که حالشان وخیم بود در بیمارستان ها بستری شدند و جنازه تعدادی از کشته‌ها به جای ماند و بالاخره این حضور یکپارچه و گسترده مردم در تهران و سطح کشور بود که غائله گروهک ها را پایان داد و علی‌رغم اینکه دستشان خالی بود اما با ایمانی قوی صفوف متشکل و مسلح گروهک ها و نیروهای ضدانقلاب را در هم شکستند و دانشگاه ها را از لوث فاسد و مفسد عناصر گروهکی پاک کردند و دفاتر و ستادهای عملیاتی و گروهکی را در داخل دانشگاه تخلیه کردند و آن‌ها را به بیرون ریختند و مشخص شد که در داخل دانشگاه گروهک ها چه سنگرهای مستحکمی را بنا کرده بودند و با کیسه های شن سنگر ساخته بودند و از دانشگاه جبهه جنگ بر علیه مردم و دولت جمهوری اسلامی ساخته بودند.

سلاح های گرم و سرد در داخل این ستادها فراوان کشف شد و به دست دولت افتاد که این‌ها خود سند خیانت جنایت این مزدوران استکبار و استعمار در سطح کشور بود. از این به بعد آنچه را که نیروهای متعهد و انقلابی می‌خواستند محقق شد و آن اینکه به جای حرکت رفرمیستی و به‌اصطلاح فرمایشی و اصلاح ظاهری، باید یک حرکت ریشه ای و حرکت اساسی به عنوان انقلاب فرهنگی در کشور به وجود بیاید.

دانشگاه ها تعطیل و اصلاح اساسی ساختار فرهنگ و دانش کشور مورد تقاضای قاطبه مردم و به خصوص نیروهای متعهد دانشگاهی و فرهنگی ما قرار گرفت و این مصوبه ملی و رفراندوم همگانی بر تصمیم محافظه کاران در دولت و در داخل ستاد انقلاب فائق آمد و حضرت امام هم یک شورایی را به عنوان ستاد انقلاب فرهنگی دانشگاه ها تعیین کردند تا یک دانشگاه متناسب با خواست ملت و نیازهای کشور و هماهنگ با انقلاب و اسلام پایه ریزی و سیاست گذاری و برنامه‌ریزی گردد که عناصر و افرادی که مورد تأیید و انتخاب حضرت امام قرار گرفتند جلساتی را تشکیل دهند و در آن جلسات به بحث و بررسی این موضوع حساس و حیاتی بپردازند .

در طول مدت‌زمانی که دانشگاه های سراسر کشور تعطیل بود اضافه بر حرکت های دانشجویی که توسط دانشجویان انقلابی انجام می شد یک هسته های با برکت و مؤثری نیز شکل گرفت؛ ازجمله جهاد دانشگاهی که توسط اساتید انقلابی و متعهد و دانشجویان پرشور و حزب‌اللهی تأسیس شد که منشأ خیرات و برکات فراوانی گردید و این جهاد دانشگاهی نشریه و مجله ای را به عنوان مجله دانشگاه و انقلاب از خردادماه ۱۳۶۰ منتشر کرد و به وسیله این نهاد مقدس حرکت های بسیار عمیق و ریشه ای در طول سال‌های بعد و به خصوص در جریان جنگ تحمیلی صورت گرفت.

جهاد دانشگاهی در اولین شمارة مجله، بیانیه این دفتر را منتشر کرد و تا حدودی برنامه ها و عملکرد شورای انقلاب فرهنگی و جهاد دانشگاهی و حرکت¬هایی را که تا این زمان انجام گرفته بود را تبیین نمود. بیانیه دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی از این قرار است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«هوالذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه »

همچنان که هدف و غایت پیام همه رسولان فراخوانی توده های مردم، تهذیب اخلاق و آموختن علم و تفهیم حکمت است انقلاب رهایی‌بخش اسلامی نیز در ادامه این رسالت به آزاد ساختن مستضعفین از قیدوبندهای فرهنگ شرک آمیز و کفر آلود و رها ساختن آن‌ها در دنیای آزاد توحید منجر گردید. این بار مردم منتظر بودند مراکز محوری فرهنگ جامعه، حرکت خویش را برای گسستن بندهای وابستگی فرهنگی درونی خود از بیگانگان آغاز نمایند.

مردم به خوبی می دانستند که سرآغاز وابستگی فکری، اقتصادی، سیاسی از دانشگاه ها نشأت گرفته و از همین رو چشم‌انتظار دگرگونی اساسی در بافت و ساخت دانشگاه ها بودند، از طرف دیگر نیروهای متعهدی که ضرورت این تحول را احساس کرده بودند خود را با نظامی سراسر استعماری روبرو دیدند که در اعماق وجود بسیاری ریشه دوانده و پنجه ها و چنگال های خویش را بر جزء جزء ارکان دانشگاه اعم از آموزشی، اداری و سیاسی گسترده است، یک سال تجربه و انتظار مدتی بس طولانی بود تا درس بزرگی به همه نیروهای صدیق دانشگاهی بیاموزد که ادامه حیات چنین سیستمی جز به وخیم شدن اوضاع دانشگاه و بازماندن آن از اهداف اساسی خویش ثمری دیگر ندارد.

در این مدت طرح استقلال دانشگاه ها که قبل از انقلاب به منظور بریدن دانشگاه از نظام وابسته حاکم تهیه گشته بود بار دیگر پس از انقلاب اسلامی در جهت جدایی دانشگاه از توده های مردم در وزارت علوم تحت بررسی قرار گرفت. در دانشگاه ها شوراهای بی ضابطه که حتی ضدانقلاب را نیز در درون خویش جای می داد یدک کش مدیریت متمرکز و خودکامه دانشگاه شدند.

جو مسموم سیاسی که زاییدة فرهنگ سیاسی مسلط دانشگاه بود، علی‌رغم خواست اکثریت ملت مسلمان، محیطی مناسب برای حادثه آفرینی و توطئه علیه انقلاب شد. به‌طورکلی بیگانگی و عدم تناسب فرهنگ، آموزش، جو سیاسی و سیستم اداری دانشگاه‌ها با جامعه فرهنگی و انقلابی باعث گردید که نه تنها دانشگاه رسالت فرهنگی علمی خود را به عهده نگیرد بلکه زایده ای بر پیکر اجتماع گردد که با هرز دادن نیروهای مستعد و متعهد دانشگاه، امید تغییراتی بنیادین را با تثبیت پایه های سیستمی که در اثر انقلاب لرزان گشته بود برای همیشه از خاطره ها محو گرداند.

در این بن بست رکود و سکون پیام راهگشای امام بارقه امیدی بود که توانست حرکت و شور انقلابی به پا کند. جرئت و جسارت این کلام که باید در دانشگاه، فرم دانشگاه را از آن فرم غربی عوض کنید نترسید، قلب مشتاق اما لرزان تشنگان منتظر را در دانشگاه‌ها اطمینان بخشید و این سروش الهی ایمان و عقیده استوار و خلل‌ناپذیر بنا نهاد که باید انقلابی اساسی در دانشگاه های سراسر کشور به وجود آید. گرچه تعطیلی دانشگاه ها چنان که گفتیم گریزناپذیر می نمود اما منشأ اختلافاتی گشت که اثرات سوء آن‌هم اکنون نیز بر روند رشد انقلاب فرهنگی باقی است.

تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی و فعالیت پیگیر اساتید و دانشجویان متعهد برای برنامه ریزی دانشگاه اسلامی نقطه عطفی بود که منفی بافی های جبهه ضدیت با انقلاب فرهنگی را تا حدودی خنثی نمود. به هرحال امروز کمتر کسی است که دانشگاه های دیروز کعبه آمال و آرزوهایش باشد و هنوز تغییرات اساسی را در تمام شئون سیستم وابسته گذشته انکار نماید. پس از بررسی ستاد انقلاب فرهنگی برای به‌کارگیری نیروها و امکانات آزاد شده دانشگاهی اقدام به تشکیل جهاد دانشگاهی نمود.

جهاد دانشگاهی تافته از عشق و شور و ایمان و نیروهای رها گشته از بند نظام استعماری گذشته پا گرفت تا با استفاده از امکانات دانشگاهی زمینه پیاده گشتن برنامه های جدیدی را که در دست تدوین است فراهم نماید. تذکر این نکته ضروری است که نیروهای جهادی درحالی‌که با تمام نیرو و توان خویش در خدمت محرومین جامعه به تلاش مشغول‌اند، از پشت خنجرهای تبلیغاتی گروهک های مزدور شرق و غرب نیز بی امان بر آن‌ها فرود می آید لذا هم‌زمان با سالگرد تأسیس ستاد انقلاب فرهنگی و گذشت ۹ ماه از شروع کار جهاد، تذکر نکات زیر را ضروری می دانیم:

۱. جهاد دانشگاهی توسط ستاد انقلاب فرهنگی برای به کارگیری نیروهای آزاد شده دانشگاهی در جهت رفع نیازهای اصولی و ضروری جامعه و آماده سازی آنان برای پیاده نمودن برنامه های انقلاب فرهنگی و زمینه سازی ایجاد دانشگاه اسلامی ایجاد گردیده ازاین رو جهاد بدون وابستگی به هیچ حزب و گروه و دسته خاصی پذیرای تمام نیروهای متعهدی می باشد که برای اجرای رهنمودهای امام خمینی در ساختن دانشگاهی مستقل و خودکفا آمادة همکاری می باشند.

۲. هنگام تشکیل جهادهای دانشگاهی مسائل فراوان اجرایی، عدم تجربه کافی و سنگ اندازی سیاسی ضدانقلاب موجب نارسایی ها و مشکلاتی گردید که سوءاستفاده تبلیغاتی معاندین انقلاب فرهنگی شکاف زد و تردید جهاد را گسترش داد و آن را عمیق نمود که امیدواریم با رفع نقایص گذشته و افشای تبلیغات دروغین جبهه ضدیت با انقلاب فرهنگی در خدمت و یاری به همه محرومین و مستضعفین گسترده تر و مؤثرتر عمل نماییم.

۳. همان گونه که گروهک های ضدانقلاب پس از تعطیلی دانشگاه ها وانمود می کردند که برای همیشه آموزش عالی در این کشور ریشه کن خواهد شد، بعد از تشکیل جهاد دانشگاهی نیز با هیاهو و جنجال این حرکت را گامی در تداوم تعطیلی در دانشگاه شمردند ولی کارنامه دستاوردهای جهاد نشان داد که تشکیل جهاد دانشگاهی آغاز بازگشایی دانشگاه ها بود که با تدوین برنامه¬های ستاد دانشگاه ها تدریجاً به وضع مطلوب در خواهد آمد، عملکرد چندماهه جهاد نشانگر پی ریزی نظامی است که در آن با تزکیه و رشد دانشگاهیان زمینه بازگشایی دانشگاه ها به تدریج فراهم خواهد شد.

۴. با توجه به تعلیمات قرآن کریم که با تأکید، عالمان را برتری و فضیلتی خاص بخشیده است و همچنان که امام خمینی نیز در پیام روشنگرانه خویش فرمودند اسلام به علم و تخصص بالاترین اهمیت ها را داده است. عالمان و متخصصان در مکتب انسان ساز اسلام جایگاهی ویژه دارند.

لذا جهاد دانشگاهی از کلیه اساتید توانای دانشگاه ها می خواهد با استفاده از توان تخصصی خویش در حل مشکلات کشور و رشد و اعتلای نیروهای دانشجویی که هم‌اکنون در جهادها به کار مشغول‌اند، بکوشند.

۵. نیروهای متعهد و دلسوز دانشگاهی تاکنون موفق به انجام طرح ها و پروژه هایی شده اند که شاید در تاریخ ۵۰ سالة دانشگاه ها بی نظیر بوده است. به ثمر رسیدن این گونه برنامه ها حاوی نکاتی است که یادآوری آن‌ها ضروری به نظر می رسد.

الف: حرکت جهاد گونه‌ای که برخاسته از شور انقلابی و ایثار مکتبی دانشگاهیان است، نشان دهندة آغاز فصل نوینی در تاریخ دانشگاه هاست که امروز با پایمردی اساتیدی که سخاوتمندانه از همه‌چیز خود می گذرند، شکل می گیرد.

ب: به نتیجه رسیدن این طرح ها نور امیدی در دل‌ها تابانده است و همه را به این باور رسانده که می‌توانیم خودکفا باشیم و مستقل عمل کنیم.

ج: روش های نوین جهاد که دگرگونی نظام مدیریت و همچنین سیستم اداری مالی دانشگاه ها را به تجربه گذاشته تاکنون به نتایج رضایت بخشی رسیده است. استقرار این راه با همة سختی های آن آینده روشنی در برابر خویش دارد.

۶. دانشگاه اسلامی باید در خدمت مستضعفین باشد، ازاین‌رو درهای دانشگاه باید به روی فرزندان محرومین و رنج دیدگان و درد آشنایان باز باشد؛ بنابراین باید سد میان دانشگاه و مردم شکسته شود و در نخستین گام نیروهای دانشگاهی جهاد گونه در آغوش ملت به سازندگی و خدمت به محرومین بپردازند.

۷. فاصله بین دانشگاه و مراکز صنعتی و محیط های کاری باید از میان برداشته شود و در این راه جهاد دانشگاهی تاکنون سعی بسیاری در تحقق چنین برنامه ای داشته است که در این مدت کوتاه با رفتن دانشگاهیان به مراکز کاری دریافت کنند تجربه مفیدی هم در زمینه های اجرایی و هم در جهت شناخت نیازهای واقعی کشور و مردم بوده است که با کمک آن می‌توان گام مؤثری در جهت خودکفایی و استقلال علمی کشور برداشت.

جهاد دانشگاهی آمادگی خود را برای دانشگاه ها و مراکز صنعتی و پژوهشی کشور اعلام می-دارد.

۸. امام بازگشایی دانشگاه ها را منوط به حصول اطمینان از اسلامی‌شدن آن دانستند، بنابراین از تمام دست اندرکاران انقلاب فرهنگی مصرانه می خواهیم به دور از جو تحریک و فشار به راه پرتلاش خویش ادامه داده از باز شدن دانشگاهها قبل از تغییرات اساسی و لازم پرهیز نمایند چرا که هرگونه تحول دیگری پس از شروع برنامه های دانشگاهی بعید به نظر می رسد و معرفی چنین دانشگاهی به نام اسلام نیز ضربه دیگری بر فرهنگ اسلامی خواهد زد.

والسلام علی من التبع الهدی.

فرمان امام در مورد تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی

در پایان این فصل ضروری است که یک مروری بر فرمان حیات بخش امام در مورد تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی داشته باشیم. همان‌طوری که عرض شد با اوج گیری حرکت ضدانقلابی گروهک ها برای تسلط بر دانشگاه ها و متقاعدشدن اجباری شورای انقلاب در مقابل خواست نیروهای حزب‌اللهی دانشجویی و دانشگاهی و خواسته مردم در جهت انقلابی کردن دانشگاه ها از طریق تعطیلی و شالوده ریزی فرهنگ جدید در درون دانشگاه ها، دولت و شورای انقلاب با تعطیلی دانشگاه ها موافقت کردند و دانشگاه ها تعطیل شد، دانشجویان متعهد و انقلابی در صحنه های مختلف و عرصه های گوناگون فرهنگی، اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، سیاسی مشغول به فعالیت شدند و در میان جامعه منتشر گردیدند.

حضرت امام پس از تأملی کوتاه وقتی دیدند که شورای انقلاب توان لازم برای برخورد با مسائل فرهنگی دانشگاه‌ها را ندارد خودشان دست‌به‌کار شدند و طی فرمانی، ستادی را برای شالوده ریزی یک دانشگاه اصیل انقلابی و اسلامی صادر کردند. این پیام در تاریخ ۲۹ رجب ۱۴۰۰ مطابق با ۲۳ خردادماه ۱۳۵۹ صادرشده و به این شرح است.

(بسم‌الله الرحمن الرحیم)

مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می باشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثر و اساسی انجام نشده است و ملت اسلامی و به خصوص دانشجویان با ایمان متعهد، نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم‌اکنون گاه گاه آثارش نمایان می شود؛ و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد؛ و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطۀ رژیم فاسد کارفرمایان بی فرهنگ.

این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند که از دستاوردهای دانشگاه ها به خوبی ظاهر می شود که جز معدودی متعهد و مؤمن که علی‌رغم خواست دانشگاه ها در خدمت کشور و اسلام بودند، دیگران جز ضرر و زیان چیزی برای کشور ما بار نیاوردند؛ و ادامۀ این فاجعه که مع‌الأسف خواست بعض گروه های وابسته به اجانب است، ضربه ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانت عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.

بر این اساس به حضرات آقایان محترم، محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال‌الدین فارسی و علی شریعتمداری مسئولیت داده می‌شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و دانشجویان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کرده متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه ریزی رشته های مختلف و خط‌مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها، بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایستۀ و متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزش اسلامی اقدام نمایند.

بدیهی است بر اساس مطالب فوق دبیرستان ها و دیگر مراکز آموزشی که در رژیم سابق با آموزش‌وپرورشی انحرافی و استعماری اداره می شد تحت رسیدگی دقیق قرار گیرد تا فرزندان عزیزم از آسیب و انحراف مصون گردند از خداوند متعال توفیق آقایان را در این امر مهم مسألت می نمایم و عظمت اسلام و کشورهای اسلامی را خواهانم.

والسلام علیکم

(روح‌الله الموسوی الخمینی)

البته اسامی را که حضرت امام در این فرمان به عنوان ستاد انقلاب فرهنگی ذکر کردند، اسامی‌ای است که شورای انقلاب به حضرت امام پیشنهاد کرده بودند و این بدان معنا نیست که حضرت امام نسبت به این افراد شناخت دیرینه و با سابقه و شخصی داشته باشد.

ممکن است نسبت به بعضی از این افراد شناخت دقیق و حضوری داشتند ولی نسبت به برخی دیگر چنین شناختی وجود نداشت. اضافه آنکه بعضی از اعضای منتخب حضرت امام در اثر کار و فعالیت زیاد و اشتغالات گوناگون نتوانستند در ستاد به¬طور دلخواه و تمام‌وقت فعال باشند؛ از جمله شخصیت های روحانی مثل جناب آقای ربانی املشی و شهید باهنر که یکی عضو شورای عالی قضایی شد و آقای باهنر وزیر آموزش‌وپرورش و لذا عملاً از حضور فعال در ستاد باز ماندند.

بعدها حضرت امام آیت الله مهدوی کنی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقای دکتر احمدی را جایگزین کردند و از طرف دیگر آقای شمس آل احمد و در درازمدت آقای عبدالکریم سروش از کار باز ایستادند؛ و افراد جدیدی جایگزین گردیدند، ولی این ستاد با برنامه هایی که در پیش گرفت و با مشورت‌هایی که با اساتید و روشن فکران دلسوز و متعهد و دانشجویان انقلابی انجام داد و با تأسیس و تشکیل جهاد دانشگاهی در دانشگاه های سراسر کشور در جذب نیروهای متخصص و متعهد و انقلابی در جهادهای دانشگاهی و بهره برداری از نیروی فکری آنان در جهت بازگشایی دانشگاه‌ها و تحول و تغییر در سیستم دانشگاهی و مدیریت و اداره و گزینش استاد و دانشجو و مواد درسی متناسب با فضای کشور و انقلاب گام های بسیار مؤثری را برداشت.

ستاد انقلاب فرهنگی اضافه بر جهاد دانشگاهی کمیته هایی را به صورت فرعی تشکیل داد که این کمیته ها در ارتباط با ریز مسائل دانشگاهی، مطالعه، بررسی، تحقیق و در عرصة تفکر و تحقیق و عمل خارجی به نتایج ملموس و ارزنده ای رسیدند.

این کمیته ها در عرصه های مختلف قرار داشتند، بخصوص در زمینه های برنامه ریزی بسیار فعال بودند و ستاد انقلاب فرهنگی از کمیته های برنامه ریزی که در دانشگاه ها تشکیل شده بود، سود می برد و کمیته ها از کسانی که در دانشگاه ها نقش محوری داشتند و به انقلاب وفادار بودند، ایده می گرفت. شخصیت ها و چهره‌های مؤثری که در کمیته های برنامه ریزی از وجودشان استفاده می شد عبارت بودند؛ از استادان متعهد و دانشجویان انقلابی و متعهد که آنان مسائل دانشگاهی و اموری که در آینده دانشگاهها باید انجام بشود تفکیک کرده و تئوریزی مناسبی می نمودند و تقریباً نقشه راه را برای ستاد انقلاب فرهنگی مشخص می‌کردند.

کمیته دیگری را که تشکیل داده بودند به عنوان «کمیته بافت» بود که مجموعه دانشگاه های سراسر دنیا را مورد بررسی و مداقه قرار داده و بافت مدیریتی و ادارة این دانشگاه ها را بررسی می نمود و برای گزینش مدیریت های بهترین اقدام را می کرد که بافت آینده دانشگاهی کمترین اصطکاک را با اسلام داشته باشد و بتواند یک الگویی برای آیندة ما باشد این بافت شامل مدیریت داخلی دانشگاه ها ونیز فضای آموزشی داخل دانشگاه ها می شود.

کمیته دیگری در ارتباط با معارف و علوم اسلامی بود که در چارچوب دانشگاه ها و دانشکده های علوم انسانی قابل انطباق و تعریف بود.

البته در این رابطه ستاد انقلاب فرهنگی با مشکلاتی مواجه شد به خصوص که شخصیت های روحانی همچون آیت‌الله املشی و شهید دکتر باهنر نتوانستند همکاری تنگاتنگ داشته باشند؛ و مدتی کار به تأخیر افتاد و علی‌رغم تماس هایی که با حوزه علمیه قم گرفته شد و اشتغالاتی که شخصیت های بلندپایه حوزوی داشتند، کار مؤثری انجام نشد ولی از سوی برخی از اسلام شناسان و کسانی که با علوم اسلامی آشنایی داشتند همکاری هایی صورت گرفت که بعدها حضور آقای مهدوی کنی، آقای دکتر احمدی و شخصیت های دیگر همچون آیت‌الله جوادی آملی مقداری این نقیصه را جبران کردند.

علی‌رغم تغییراتی که ستاد انقلاب فرهنگی در بافت و شکل مدیریت و سیستم آموزشی دانشگاهی تصویب کرد و به اجرا درآورد ولی نتوانستند آن توقعات و انتظارات بجای رهبر انقلاب و ملت عزیز ایران را برآورده کنند، اما گام‌هایی در این زمینه ها برداشتند.

خاطرات و روایات حجت الاسلام والمسلمین سید علی اکبر محتشمی پور/ جلد چهارم /یادها- ۴۶

. انتهای پیام /*